تحریم گوگل و یوتیوب در سوم و چهارم مهرماه در اعتراض به توهین به پیامبر(ص)

شرکت گوگل طی سخنان مدیرش مارتین جوزنبولت اعلام کرد که انتشار فیلم توهین آمیز به رسول الله را در یوتیوب متوقف نمیکند زیرا این را آزادی اندیشه مینامد!

به همین دلیل برای فهماندن اعتراض مسلمانان و اینکه یک ملیارد و نیم مسلمان نمیتوانند توهین به پیامبر بزرگوارشان را بپذیرند استفاده از جستجوگر گوگل و سایت یوتیوب در تمامی کشورهای مسلمان به مدت دو روز تحریم می شود.

بنابر این روز دوشنبه و سه شنبه ۲۴ و ۲۵ سپتامبر(سوم و چهارم مهر) روز عدم استفاده از دو سایت یاد شده است و انتظار میرود سهم شرکت گوگل افت کرده و خساراتش به ۲۱۰ میلیون دلار برسد.

از کاربران عزیز تقاضا داریم این مطلب را منتشر کنید تا بزرگترین حرکت در دفاع از رسول الله را انجام دهیم.

شروعی دوباره

سلام

این وبلاگ مربوط به سال 87 هست که با دوستان چند نفری شده بودیم و با محوریت ماه مبارک رمضان مطالب و برنامه هایی داشتیم 

امیدوارم مجدد امسال برای ماه مبارک رمضان فعال بشود 

از دوستانی که دوست دارند همکاری بفرمایید دعوت می نماییم.

ان شا الله مجدد دوستان گذشته همکاری مجدد خواهند داشت (دوستان درصورت فراموش رمز بفرمایند تا رمز جدید در اختیارشون قرار گیرد)

خدا ناصر شما باشه

کمی قبل از.......

بسم الله

سلام

راستش من اصلا از پارسال راضی نبودم نه اون چیزی که می خواستم شد نه کسی واقعا کمکم کرد

واقعا خسته هستم

اصلا دوست ندارم مثل پارسال بشه و اینکه همه کار بخوام بکنم و نتیجه دل بخواهم نگیریم و به هدف وبلاگ نرسم

دوستان خیلی پارسال لطف داشتند که با دلشون می نوشتند اما مشکلاتی بود که با وبلاگ نمی شد مثلا به اون طرح قرآنی که می خواستم برسم باید سایت باشه و یک قالب توووپ می خوام و یک برنامه نویس که هیچ کدومش الان برام امکان نداره

و اینکه خیلی قشنگ می شه حرف زد اما عمل بهشون خیلی سخته

راستش نمی دونم که اصلا برای امسال می تونم وبلاگ رو به پا کنم یا نه

اگه هم به پا بشه اون هدف های پارسال رو نداره و می خوام واقعا یه قاصدک برام باشه که باهاش حرف هام رو مطرح کنم تا به خدا بره بگه. (خدا همه جا هست اما اما اما...)

 

ماه رمضان نزدیکه

www.ghasedak-m-r.blogfa.com

سلام

ماه رمضان نزدیکه (چه قدر زود می گذره؟)

پایه قاصدک ماه رمضان هستید؟(منتظر نظرتون و پیشنهاد و انتقادتون هستم هااااا)

موفق و شاد باشید

التماس دعا

یا حق



مستاجر خدا

http://mostajerkhoda.blogfa.com

پایان

پایان

          اما سالی دیگر در راه است...

اخرین نامه

بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحيم اَللهّمَّ كُن لِوَليِّكَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيهِ وَ عَلي آبائِه في هذِهِ الّساعه وَفي كُلِّ ساعَة وَليّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيناً حَتّي تُسكِنَهُ أرضَكَ طوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

امید وارم کوله بارتونو اماده کرده باشین،اگه اماده کردید ایول ولی اگه نشد روزه عیدفطر سرتونو بگیرید بالا به اقا یه سلام بدین دیگه همش درسته.انشاءالله کربلا نصیبتون بشه واسه کربلای ما هم یه دعا کنید.       

اي تو خورشيد

پلک اين پنجره خسته اگر باز شود
آسمان با دل بي حوصله دمساز شود

کيست در کوچه  دلواپسي ام جز غم تو
تا دمي با من غربت زده همراز شود؟

بي تو اي همدم آبي تر از آهنگ طلوع!
بشکند بامم اگر تشنه پرواز شود

داغ تلخي ست به پيشاني خورشيد اگر
آسمان با شب دلمرده هم آواز  شود

اي تو خورشيد! به پا خيز که با چشمانت
قفل صد صبح دل انگيز خدا باز شود
تو رو خدا دلشو نشکنید آخه خیلی غریبه،خیلی تنهاست همون تور که اون هوای شما روداره ، شما هم هواشو داشته باشید.اونایی که اقا رو دیدن میگن گفته واسم دعا کنید پس ..............

یا مهدی

یا ربی...

... این هاست گناهان من

کجاست رحمتت؟

                        کجاست بخششت؟

                                                    کجاست اعفت؟

                                                                            کجاست ستاریتت؟

اصلا این ها نه

کجاست عذابت؟

خدایا رحممت بخششت اعفت ستاریتت شاید باعث شده که من به گناه عادت کردم اگر وقتی گناه می کردم برای اولین بار عذابت را می دیدم دیگر فکر گناه هم اجازه ورود به تخیلم هم پیدا نمی کرد

 منم با کوهی نه بزرگ تر از کوه با کهکشانی از گناه

تنها می توانم بگویم

تنها عبد تو هستم و تنها هر چه بخواهم تو هستی...

خدا...

خدا...

 


ثبت نام برای دعا همدیگه توی شب های قدر

 

یعنی که گنه را به از این نسیت بهانه

 

تا کی به تمنای وصال تو یگانه                                      اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد که سر آید شب هجران تو یا نه                            ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

***

جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

***

رفتم به در صومعه عابد و زاهد                                      دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد

در میکده رهبانم و در صومعه عابد                                  گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

***

یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه

***

روزی که برفتند حریفان پی هر کار                                   زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار

حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار                                من یار طلب کردم و جلوه گه یار

***

او خانه همی جوید و من صاحب خانه

***

هر در که زنم؛صاحب آن خانه تویی تو                             هر جا که روم پرتو کاشانه تویی ؛ تو

در میکده و دیر که جانانه تویی ، تو                                مقصود من از کعبه و بتخانه تویی ، تو

***

مقصود تویی ؛ کعبه و بتخانه بهانه

***

بلبل به چمن زان گل رخسار چنان دید                         پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید                          یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

***

دیوانه منم ؛ من ؛ که روم خانه به خانه

***

عاقل به قوانین خرد راه تو پوید                                       دیوانه برون از همه آیین تو جوید

تا غنچه بشکفته این باغ که بوید                                   هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید

***

بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه 

***

بیچاره بهایی که دلش زار غم توست                            هر چند که عاصی است ز خیل عدم توست

امید وی از عاطفت دم به دم توست                              تقصیر " خیالی گ به امید کرم توست

***

یعنی که گنه را به از این نسیت بهانه ...




دل به دل ...

غلط است این که گویند ره است دل به دل را

دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

 


شاد

مرا که با تو شادم ...

      پریشان مکن...


به خدا دوستت دارم

آن دم که تو را ميخواهمت ، ذره ذره وجودم ملتمسانه تو را مي طلبد

آن هنگام که بوي عطر ياس مي پيچد در غروب جمعه هايم مي خواهمت و آن هنگام که از تمام دنيا دلم مي گيرد دوست دارم فرياد کنم و نداي اين المهدي را به گوش تمام عالم برسانم



مهدي جان فقط به اميد ديدن توست که اين رنج بار زندگي را ميتوان تحمل کرد و فقط به اميد در رکاب تو بودن است که ايلياي من پا به اين عرصه خاکي گذاشته است . ميخواهم و ميدانم که او ميتواند يار تو باشد. آقا جان اگر به غلامي قبولش نمايي، اگر .... يعني ميشود ؟



کاش لباس رزم را ميشد آسان خريد . کاش چلچله ها که غروب به خانه شان باز مي گردند سلام ما را به تو برسانند و بگويند که ما در تدارک آمدنت خيابانها را آب و جارو کرده ايم و گلباران قدومت را به انتظار نشسته ايم.



آقا جان کاش مدينه باشم وقتي مي آيي، کاش مدينه باشم وقتي تربت ياس کبود را به همه نشان ميدهي. کاش باشم آن دم که بايد باشم آخر مگر براي تشييع جنازه مادرت نوکر نميخواهي ؟ کاش باشم آن دم که بايد باشم، کاش ..... کاش



چه خوش است در هوايت به دمي نفس کشيدن



چه خوش است بينهايت شدن و ز دل پريدن



گل باغ آسماني، دل من هواي تو کرد



دم آخرم بيا تو چو دلم نواي تو کرد


اوج انتظار

مروز  فردا

يا لطيف
فردا را چگونه مي توان ديد
فردايي که امروزش همه در غوغا است
فردايي که امروزش را از عمق افکار خسته مردم مي بينم
کجاست يک دل آرام
کجاست آرزوهاي آرزو نشده
کجاست اميدي که باز سوي اميدوارش باز گردد
نمي دانم دلم را دست کدامين فکر بسپارم
نمي دانم اشکم را براي که بريزم
نمي دانم سوز عشق را از که بايد بياموزم
کاش ميشد در بن بست سکوت  خانه اي از فکر نساخت
کاش ميشد عشق را در خاکستر ياد ها نگاه داشت
کاش ميشد اشک را در جويبار احساس نريخت
چرا اين مردم دل هاشان را با اب سياه افکار ديگران مي شويند
چرا اين مردم عطش بودن را در انتظار  ديدار يار سيراب نمي کنند
چشمانم از خيره شدن بر صفحات خالي ذهنم خسته شده
نمي دانم چرا هر چه در بيراه هاي تنهاييم پرسه ميزنم خانه تنهايي هايم را نمي يابم
کاش مي آمدي و من را از حصار سخت دو دلي نجات ميدادي
فردا روز توست
روز شنيدن بوي نرگس
روز ديدن خال گونه ات
روز انتظار
روز تقديم اشکها بر زير پايت
روز شکستن ديوار دوري هفت روز
مرا درياب
مي داني چه هستم
مي داني چه بايد باشم
مي داني چه مي خواهم باشم
دستم را بلند کرده از تو مدد مي خواهم
تا يک دل آرام را ,
تا آرزوي بازگشتت را ,
تا اميد به انتظارت را
از تو طلب کنم 
مي خواهم بدانم
چگونه دلم را به دست افکار تو ,
اشکم را در دامان تو ,
سوز عشق را براي تو داشته باشم
ديگر نمي گويم کاش ميشد
ميگويم از تو مي خواهم که خانه اي را که در بن بست سکوت ساخته ام ويران سازي
ميگويم از تو مي خواهم که عشق به خودت را همچون داغي آتش در سينه ام نگاه داري
ميگويم از تو مي خواهم که اشک هايم را در جويبار انتظارت بريزم

با او حرف زدم
صدايم را از ميان انبوه درد هاي عاشقانش شنيد
من مي سوزم
جوابش را نمي شنوم
دفتر افکارم سفيد است
اما
او برايم نوشته است
با رنگ سفيد
مي خواهد من خود بيابم
مي دانم نوشته است که فرياد سکوتش بلند است
آري
بايد بشنوم
مي دانم که سبکي هواي درونم از گرد و غبار قدمهايش بر روي ذهن پريشانم است
مي دانم که آرامش درياي قلبم از آرامش آبيه نگاهش است
منتظر آمدنم است پس منتظر آمدنش مي مانم
با عشق به او ,
با مدد از او
و  با توکل از خداي او

از انتظارخسته ام ویادلم گرفته است تومدتی است رفته ای بیادلم گرفته است

نگاه سردپنجره به کوچه خیره مانده بود گمان کنم بداند اوچرادلم گرفته است

گذشتم ازهزاره هادرامتداددوریت به ذهن من نمی رسد کجادلم گرفته است

به چشم خودندیده ام شکوه چره ی تورا شبی بیابه خواب من،بیادلم گرفته است


یتیمی .... آه چه درد جانسوزی

تسلیت واسه یتمیمان

 

برای از دست دادن پدرمان...

 


ثبت نام برای دعا همدیگه توی شب های قدر

بسم رب العشاق

سلام به همه عشاق با معشوق عشق بازی می کنید یا نه؟!

من دیدم چقدر برای خودمون دعا کنیم و دعا مون نگیره هان؟

این جوری که نمی شه می شه؟!

خب ما یه کاری باید بکنیم این جوری نمی شه که من نوعی محتاجم خدا جون باید یه فکر ی کنم نه؟

من خودم کلی نیاز دارم که بقیه برام دعا کنند خدا می گه برای خودت هر چی می خوای دعا کن من براورده نمی کنم زهی خیال باطل

حالا این شب ها باید حاجتمون رو بگیریم مگه نه؟

حالا طرح ما

ما برای همدیگه می خوایم دعا کنیم

هر کسی هست اسمش رو توی نظر ها بنویسه

بدو بدو که وقت تنگه

هر چه زود تر ثبت نامه کنید و دعا بکنید و دعا بشید

موفق باشید

یا حق

هر کسی هست بسم الله...


نحوه ثبت نام:

اسم خودتون رو توی نظرات بنویسید و البته اینجا دیگه اسم مستعار نداریم ها....... اسم کاملتون رو

و بگید من هم توی این طرح شرکت می کنم

یه چیزی برای اعضای وبلاگ اگر می خواهید مطلب بنویسید لطفا لیتنک این طرح رو در پایان مطلبتون وارد کنید با تشکر

هنوز دوستم داری؟

هر بار بلند شدم و خواستم با تو خلوت کنم چُرتم گرفت و خمیازه پشت خمیازه… و حال و هوای دلم از بین رفت. نکند دیگر دوست نداری صدایم را بشنوی!

ماه رمضان

رمضان ماه امت پیامبر
ماه رمضان نهمین ماه قمری و بهترین ماه سال است.
وازه ی رمضان از ریشه ی (مض) و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.می گویند چون به هنگام نام گذاری ماه های عربی این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت ماه رمضان نامیده شد.

سخن پیامبر درباره ی ماه رمضان:
مردم! ماه خدا با برکت و رحمت وبخشش گناهان نزدیک است ماهی که نزد خداوند شبهایش برترین شب ها و ساعت های آن بهترین ساعت اهست.ماهی که در آن به مهمانی خدا دعوت شده و شما را در این ماه از کسانی قرار داده اند که شایسته ی کرامت خدا هستید.نفس کشیدن شما در آن تسبیح و خوابیدن در آن عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعای شما درآن مستجاب است.پس با نیت های راست و دل های پاک از خدا بخواهید شما را به روزه داری درآن و خواندن کتابش موفق نماید.بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ملاه بزرگ محروم شود.


مناسبت های ماه رمضان.

روز اول:
1.احتراق مسجد نبوی
2.وفات حضرت خدیجه در 65 سالگی در سال دهم بعثت
3.وفات ابن سینا در سال 428 ه.ق
4.صحف ابراهیم نازل شد.

روز سوم:
1.انجیل بر عیسی نازل شد.
2.شیخ مفید محمد بن محمد بن نعمان وفات یافت.


روز چهارم:
1.زیاد بن ابیه در کوفه هلاک شد.


روز پنجم:
3.تورات بر حضرت موسی نازل شد.


روز هشتم:
1.سال 455 محمد بن میکاییل بن سلجوق در ری وفات یافت.


روز پانزدهم:
1.ولادت امام حسن (ع)
2.فرستاده شدن مسلم بن عقیل به کوفه از طرف امام حسین (ع)



روز هفدهم:
در سال 58 عایشه دختر ابوبکر در مدینه وفات یافت.
2.در سال دوم هجرت واقعه ی جنگ بدر
3.در سال 710 به قولی  شیخ بهایی وفات یافت.


روز نوزدهم:
ضربت خوردن حضرت علی (ع) بدست ابن ملجم مرادی.
2.علی بن عبدالله جد سفاح و منصور متولد شد.


روز بیستم:
1.در سال 8 هجری فتح مکه واقع شد
2.در سال 620 یاقوت حموی صاحب کتاب معاجم ثلاثه وفات یافت.


روز بیست و پنجم:
1.سال 544 هجری قمری فخر رازی متولد شد.



روز سی ام:
در سال 622 احمد بن المستضیی ناصر بالله خلیفه ی 34 عباسی وفات یافت مدت خلافت وی 47 سال بود.


منابع و مآخذ:
1.قمی . محدث.هدایت الانام وقایع الایام
2.ملکی تبریزی.آیت الله میرزا جواد .المراقبات.
۳. ghadeer.org



نقل از  روز نامه ی نگاه

سلام

سوره نحل رو که امروز می خوندم از ایات 60 به بعد همش به دلم نشست. خیلی قشنگ بود و پر نکته. که البته همه قران پر از نکته است اما من با عقل ناقصی که دارم نمی تونم....

چند تا سوال دارم. اگه این سوره رو خوندید لطفا جواب بدید.البته اجباری نسیت اینجا و برای دیگران. خودتون هم بفهمید و درک کنید برای تمام عمرتون کافیه. که البته قابل توجه خودمم باید باشه.

می دونید شیطان بر چه کسایی تسلط داره؟ شاید اگه بفهمیم بهتر بتونیم باهاش دست و پنجه نرم کنیم

خدا ابراهیم رو با عنوان "یک ملت " معرفی می کنه. حضرت ابراهیم به تنهایی یه ملت بوده .حالا چرا؟ واسه چی؟ برای چه کارایی؟

ویه نکته ظریف دیگه" می دونید اعجمی تو آیه 103 سوره نحل یعنی چی؟

برسان...

اللّهمَ فَرّج عن کلَّ مَکرُوبٍ

اللّهمَ رُدَّ کُلَّ غَریبً

اللّهمَ فُکَّ کُلَّ اسیرٍ

خدایا نیاد اون لحظه ای یا اون کاری یا اون زمانی که  که دلش از ما بگیره.

دلش از دست ما بگیره. از دست ما ....

خدایا غریب زمانه ما رو باهامون آشنا کن.غریب ما را به ما برگردان.

که البته یادمون نرفته خودمون این غربت رو براش رقم زدیم.

وغریب واقعی ماییم و ماییم که بیچاره ایم و نمی فهمیم

خدایا اسیر گناهای ما رو آزاد کن.

 خدایا کمک کن توی این ماه رمضون درست شیم تا لایق دیدار غریب اسیر زمانمون بشیم

منتظرظهور

سلام به اونی که همه منتظرندتا.........اقاجان می گویند میایی کدامین جمعه ها جمعه های من درکناربقیع گذشت اما تونیامدی. اقاگفتند جمعه ی مکه دیدنیست اقامیزبان حاجیان است.اقادیدی مکه هم امدم باز تورا ندیدم.اقاجان تورا به جان مادرت زهراازاون دورها بده برای ما دستی تکان                                         .
بي تو در بيابان بي کسي، چشم هايمان را به تموج انتظار سپرده ايم و آمدنت را به دردمندي دل هامان مژدگاني مي دهيم تا پژمردگي برگ ها را نبينيم و در گريه مي خنديم تا باغ و بهار، هم آغوش هم باشند...
ماييم و آسماني از بغض ابرها و اميد تيغ تو که انتشار باران است و آب را به مذاق جويبار مي رساند، ماييم و تهي دستي و تشنگي، ماييم و اين صحيفه ناتمام و چشم هايي که در انتظار فصل توست. ماييم و شب هاي شوق که به واژه هاي ندبه صبح مي شود.
ماييم و اين روزگار فرو خفته و اين جهان وازده که به جاي فرياد، خميازه مي کشد. ماييم و صفاي سجاده اي که فرج را جست وجو مي کند، ماييم و تن تب کرده کوچه هايي که به فراخ ترين باغ ها مي رسند، ماييم و آفتاب که در برابر چشمان تو حقير است. دريا، شبنمي است چکيده بر غنچه اي از باغ تو، »حُسن« از تو مي آموزد و »فيض« از تو بهره مند مي شود. قامت تو »قدقامت« بلندي تا قيامت است.
»رستگاري« در پي قدمت افتاده و »نجات« محتاج توست. ماييم و دشت که نقطه اي است در برابر نگاهت، ماييم و کوه که شرمنده طاقت توست، ماييم و خط خون که تا قيامت جاري است. ماييم و نسل شقايق که آبروي ايثار است و ماييم و فرياد که تا آمدنت در فوران است. ماييم و قاموسي که از موج سرشار است و آسايش در خيالش خالي است. ماييم و مصافي که سخت برقرار است چنان هنگامه، تا هنگام ظهور تو، نسل تو در راهند. ميان هنگامه ما تا هنگام ظهور تو و به بهانه اي به تقاعد دل نمي نشانند و جان نمي سپارند.
نسل انتظار ايستاده است و به بانگ بلند نام تو را در جهاد مي خواند.
نسل انتظار رخ به خون جگر مي شويند، گه ناز مي چشند و گه راز مي شوند.
نسل انتظار در راهند.
نسل انتظار بيم عاقبت ندارند، جز آخرت که وقت حضور است.
نسل انتظار گوش فرا داشته اند تا نسيم سعادت از جانبي بدمد و نور ديدارت از فرازي بتابد. اين قوم از هجران تو بر سر نمي زند، آنها در انتظار تو سر بر مي کشند و بر نسل سياهي مي شورند.
اينک ماييم و اين نصيب جاويد، اين نياز آسماني به تو که اصل برائتي، ماييم و رمي رجيماني که سزاوار هدايت نبوده اند.
ما تو را در شب برات به مهماني دل ها مي خوانيم ضيافتي که دشت آشنايي است. مجلسي که در آن صدق، اعتقاد و اخلاص عمل مي دهند، محفلي که عين يقين مي بخشند و بزم و وجد و جاي حيرت و حقيقت است      
محو توام امشب خبر از خويش ندارم
هر چند که آواره اين فاصله زارم

يکبار دگر شور تو جاري شده , در من
يکبار دگر و هم تو برده است قرارم

آنسان که به مضراب , تو را زمزمه کردم
لبريز شد از گام تو آواز دو تارم

تقدير چنان کرد که تا پاي شکستن
هرگز سخن از نقض تو در بين نيارم

اميد بر آن داشت که تا گاه رسيدن
چون عقربه اي ثانيه ها را بشمارم

حدیث

مژده به روزه‏داران :

قال الصادق عليه السلام
من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.


شادى روزه دار :
قال الصادق عليه السلام
للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه
امام صادق عليه السلام فرمود:
براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:
1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)


روزه واقعی:

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.

اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.

روزه کامل:

قال الباقر عليه السلام

لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.

امام باقر عليه السلام فرمود:

روزه اين افراد كامل نيست:

1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اينكه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.


سلام

حرف تکراری نمی زنم. فقط می گم نماز روزه هاتون قبول باشه

هنوز هم درباره آیاتی که می خونید و دوستشون دارید نظر بدید. شماره آیه رو بگید تا ببینیم این بنده های خدا از کجای حرفای خدا خوششون میاد.

البته همه قرآن شیرینه. حتی آیه های عذاباما شماها چی می پسندید.(ما که عذاب نمی شیم واسه چی بترسیم؟!؟!)

شماره آیه ای رو که دوست دارید توی نظرات بگید.

یا علی

مهدی فاطمه...خداکند که بیایی

يا مهدي (عج)مولاي من !
سالهاست صبح هاي جمعه ندبه گويان ،
با اشک ، مژه چشم هايم را آب و جارو مي کنم ،
تا مگرقدمگاه تو شود
و در غروب غم انگيز چشمانم سمات را زمزمه مي کنم .
و اشک حسرت مي ريزم .
بيا تا در حريمت بياسايم ,
با گريه هايت همنوا شوم،
سر بر شانه بغض بگذارم و مثل ابر بهار گريه کنم و دانه هاي مرواريد چشمانت را در صدف نگهداري کنم .
اي سوار سبز پوش لحظه هاي من !
مي دانم که روزي مي آيي و پرستو هاي مهاجر را بر شاخسار آرامش ، ما وا مي دهي اي خوب !
ديگر نمي توانم اشکهايم را ،
در چاه چشمانم اسير کنم ،
باران اشکم را بر سجاده نيازم جاري مي کنم که اشک ،
مهر استجابت دعاست .
اي زلال عصمت ، آتش معصيت در وجودم شعله ور است ،
بر من ببار و تطهيرم نما ،
بيا تا ايمان غرق گرداب گناه نشده ،
کجاست اتفاق عشق

اسير مانده ايم در بهانه هاي پاپتي
و ميله هاي آهنين و عشق هاي ساعتي

حوالي نگاهمان دوباره صف کشيده است
صداي تيک  تاک غم , شماره هاي صنعتي !

امان از اشتباه هاي نا تماممان , همان
تفاخر هميشگي به هيچ هاي قيمتي !

ميان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق
نمانده در تسلط همان هبوط لعنتي ؟!

کسي نيامد از تبار انتظارمان ببين
که مانده ايم سخت در هجوم بي لياقتي !

شراره هاي اشتياق ديدنش فرارسيد
و سوخت چشم هاي ما , خدا ! عجب سعادت

بیکاری بد دردیه ها!

سلام

مثل اینکه همه شما رو روزه برده.

یه کاری یه حرکتی یه اقدامی بکنید.

همین طوری می خواید بندگی خدا رو بکنید.

یه چیز دیگه من نمی دونم چند نفر از شما هر شب دعای ابوحمزه رو می خونه  من می گم درسته این دعا خیلی قشنگه اما تعداد کمی هستند که وقت می گذارند و می خونند.بیاید دعای افتتاح رو هر شب بخونیم .هم کوتاهتره و هم مثل ابوحمزه زیبا.

یه چیز دیگه هر کسی بالاخره هر روز یا دو روز یک بار میاد نت دیگه. پس در حد دو سه خط یا در حد معمول یه کامنت نظر خودشو دربازه اون آیاتی که اون روز خونده بگه. یا اصلا بگه از کدوم آیه خوشش اومده.

نمی دونم هر چه می خواهد دل تنگت بگو . فقط بگو ...

این هم نشد بندگی که ما می کنیم ها.

ایده و نظرا کجا رفت؟هان؟

فقط 4 نفر دور هم جمع شدند که چی بشه؟

که کجای این دنیا رو پر کنند؟

درسته آدم باید متواضع باشه اما نه دیگه تا این حد .

من نمی دونم باید یه کاری بکنیم. یه کار ماه رمضونی ، یه کار جوون پسند ، یه کاری که از اون لذت ببریم.

که آخر ماه رمضون به خودمون ای ولله بگیم و از خودمون راضی باشیم.

لطفا فکرا باز بشه و یه کم تفکر کنیم. بد نیست این سلولهای خاکستری بی کار مغزموو یه کم به کار بندازیم.

بدو بدو که داره دیر می شه. یه روزش رفت ها. فردا روز دومه.

زود باشید ببینم....

قران بلورین


بچه ها اگه شماره آیه رو نمی گید درمورد اون آیه ای که دوست داشتید نظرتونو بگید که چی خدا بهتون گفت و چی شنیدین و...

بازم می گم هر چه می خواهد دل تنگت بگو.

اصلا یه چیزی یه مسابقه بین آیه ها برگزار کنیم.آخر شب ببینیم کدوم آیه بیشترین طرفدار رو داشته.

مثلا واسه دیروز که فقط دو نفر نظر دادند آیه ۱۸۶ سوره بقره برنده شد.(عجب چیزایی می گم ها)

چرا بی کار نشستید آخه.

خیلی بی حالید خیلی هم بیکارید اما نمی دونم چرا کاری انجام نمی دید؟!؟!

آماده پریدن توی بغل خدا و مالاچ مولوچ هستید؟

به نام کسی که بهترین آغوش دنیا رو داره خدای خودم

سلام

خب ماهش هم شروع شد ماهی که دیگه خدا بهمون وقت داده که بپریم آماده هستید

به نظر من فقط آمادگی این پرش اینه که بخواهیم بریم توی بغل خدا و فقط حس کنیم که خدا با آغوش بازش جلوی ما منتظر هست

پس فقط بخواهیم

حالا بپر

این هم آغوش خدا

دیدی چقدر نزدیک هست خیلی نزدیک خیلی نزدیک

استفاده کنیم از این ماه که توی بغل خدای خودمون هستیم

یا حق

عاشقتم خدا

با قلم عشق

                 به خط عشق

                                    به رنگ عشق

                                                       می خواهم هفت بار بنویسم و داد بزنم خدا

عاشقتم

            عاشقتم

                        عاشقتم

                                    عاشقتم

                                                عاشقتم

                                                             عاشقتم

                                                                         عاشقتم


محسن:

به نام نامی الله که هر چه دارم از اوست

سلام

برای طرح هرمی ختم قرآن به این لینک مراجعه کنید با تشکر:

 
التماس دعا
یا علی
خدانگهدار

شرکت هرمی تظمینی و سود آور قاصدک ماه رمضان!!!

به نام نامی الله که هر چه دارم از اوست

سلام

راستش هرچی فکر کردم و دیدم هی می یاند توی وبلاگ و کامنت می زارند تبلیغات سود آور!!!

فکر کردند آقا خانم اینجا نداریم می گیم پسر دختر اصلا داداش و آبجی پایه هستی یه شرکت هرمی بزنیم اون هم سود آوری جوری که هیچ کس ندید و اصلا ضرر توش نیست و تکرار می کنم اصلا ضرر توش نیست

تظمینی تظمینی اصلا ضامنش می خوای بدونی کیه؟ لوش بدم؟ لوش می دیم هیچ کسی هم نمی تونه بگیرتش خدای من هست. تظمینش هم خدای من کرده شک جایز نیست نه اصلا شک توش از نظر من کفر حساب می کنم

خب یه طرح رو درست و حسابی اجرا کنیم تا هدف وبلاگ بهتر پیش بره

من سر گروه اصلی هست

حالا اصلا هم نمی خواد پول یا چیزی دیگه بیارید ها اصلا می گم اصلا ضرر نداره فقط سود حلال حلال

روزی یک جز قرآن (عربی یا ترجمه فرقی نمی کنه مهم اینه که بفهمیم چی می خونیم و سعی در عملی کردنش داشته باشیم) قرآن می خونیم

خب اگر می خوای بیای گفتیم پول نمی خواد بدی فقط باید دو نفر زیر گروه پیدا کنی و همراه خودت دو نفر رو بیاوری

از ۱۲ شهریور شروع می کنیم با جز اول اما اگر کسی مثلا خواست ۱۴ شهریور به ما بپیونده چی؟ خب معلوم هست می شینه اون ۲ جز یک و دو رو هم می خونه و همراه ما می شه

حالا اگر به جایی رسیدیم که زیر گروه نداشتیم؟ چی کار کنیم؟ هیچی اگر ۱۲ به بعد بود از اونجا که می گم اصلا ضرر نداره خودمون شروع می کنیم تا اینکه کسی رو پیدا کنیم اگر پیدا هم نشد اشکال نداره خدا زیر سیبیلی رد می کنه اما اگر گشته باشیم ها با خدا صحبت هاش شده مشکلی پیش نمی یاد

خب

من سرگروه هستم و نفر اول حالا دونفر زیر گروه من هستند یکی که سار هست(وبلاگ چون شخصی نشه باید بیای من نمی دونم) یکی هم یه دوست هست که اگر کلیک کنید روی نامشون وبلاگشون باز می شه حالا اگر می خوای به شرکت هرمی ما بپیوندی باید زیر گروه این ها بشید که در اصل زیر گروه خودم هست

حالا چی گیرمون می یاد؟ سودش چیه؟ مگه خشک و خالی می شه؟ الکی که نمی شه روزی یک ساعت حداقل وقتمون سر کاری بزاریم

جایزش و سودش و ... هم هر چیزی که بخوای فقط شرطش نیت خالص هست

هر کسی هست بسم الله...

یا علی

خدانگهدار

۱.محسن*

۲۱. سار*                ۲۲.یه دوست(زهرا)

۳۲۱۱. یاس رمضان      ۳۲۱۲.فیروزه  

 ۳۲۲۱.حدیث             ۳۲۲۲.سوگل


اگر مایلید همراه ما بشید بگید که من هم می خوام توی این طرح هرمی شرکت کنم و اسمی که می خواهید با اون توی طرح شرکت کنید رو هم مشخص کنید

* یعنی زیر گروه هاشون پر شده

در باره شماره ها

عدد اول از سمت چپ می شه شماره زیر گروه

عدد اول از سمت راست هم شماره هست که می شه چندمین زیر گروه نفر بالایی هست

عدد های ما بین هم می شه عدد سرگروهشون

مثلا شماره یاس رمضان ۳۲۱۱

۳ یعنی زیر گروه سه هست

۲۱ شماره سرگروهش هست

۱ هم شماره این که چندمین زیر گروه ۲۱ هست

خدا هر کسی رو صدا می زنه

سلام
سلام
سلام

و

سلام
دیدم بعضی ها دارند وبلاگو برمی دارند واسه خودشون منم گفتم بیام بنویسم که فکر نکنند یه خبرایی هست.
البته هیچ خبری جایی نیست ها.
دیشب خیلی خسته بودم.دیگه ساعت 11:30 داشتم از خستگی می مردم.
اومدم برم بخوابم یه دفعهبه ذهنم رسید خیلی وقته نماز شب نخوندم ها....
(توجه دارید ریا و تزویر رو)
گفتم بابا بی خیال . هیچوقت که نمی خونی الان هم که داری از هوش می ری اخه این چه فکرایی می کنی؟
گفتم حالا که اینطوریه می رم با وضو می خوابم که نه تنها ثواب نماز شب رو برده باشم بلکه ثواب شب زنده داری رو هم زده باشم تو رگ(ببخشید فعل گیر نیاوردم.از کلمات قبیحه استفاده کردم)

***

صبح بود و هوا سرد .البته یه کم.
مادر منم که خوب منو می شناسه . هیچوقت حال ندارم بلند بشم و پتو رو خودم بندازم اومد و پتو انداخت روم.
اما نمی دونم چرا این طوری شدم
مثل جن زده ها یکهو پریدم بالا و رفتم دست و صورتم رو شستم و وضو گرفتم و اومدم تو اتاقم.
مادرم همین طوری مات و مبهوت نشسته بود کارای منو  می دید.
بهش می گم مگه اذان نشده  چرا زودتر بیدارم نکردی؟
می گه می دونی الان ساعت چنده؟؟؟
یه نگاهی می ندازم روی ساعت و برق از کله ام می پره...

***

خدا جونی من که نمی خواستم پاشم چرا بیدارم کردی؟؟؟

***

اما دیدم نامردیه.خداییش نامردی هم بود. خدا صدام کرده بود باید منم جوابشو می دادم.

بعد از مدت ها یه نماز شبی خوندیم باحال....

*****

این اتفاقا برای همه میفته.نه تنها .بلکه همه. شاید یه نفر به سادگی از کنارش رد بشه و یه نفر خب بگیره خدا چی گفته.
مهم اینه که ادم بفهمه.
کاش توی این ماه خدا بهمون این  توفیق رو بده که بتونیم گیرنده هامونو درست کنیم و بگیریم چی می گه.

راستی نماز روزه هاتون قبول باشه.

یا حق


خدا چش و چار در می یاری ها!!!!!!!!!!

به نام نامی الله که هر چه دارم از اوست

سلام

بهتره کمی عنوان رو از زبان کوچه و بازاری در بیارم نه؟

خدا چشم بد خواه های خودت رو از جا می کنی ها!!!!!!!! یا انقدر نور بالا می زنی که چشمشون دیگه اصلا نمی بینه...

دیشب که می خواستم بخوابم حدود ساعت ۱۱ بود(کی برای سحری بیدار می شه خدا همش یه ۵ ساعتی هست و من تا ۸ ساعت رو نخوابم مگه بیدار می شم تازه اگر هم ۵ ساعت بخوابم ساعت رو که نگو که اصلا بیدار نمی شم اگر هم کسی صدام بزنه باز بیدار نمی شم حالا چه کار کنیم؟!) خدا حال و حوصله روزه بی سحری رو هم ندارم هاااااااااااااا

خدا خود دانی اصلا اون آیه بود که می خوندی و بیدار می شدی آهان سوره کهف آیه ۱۱۰ که همون آخری هست (راستش چند باری خوندم نکه بیدار نشده باشم اتفاقا هم بیدار شدم ها اما خوابم می اومده گرفتم باز خوابیدم) خوندیم آخرش هم یادمون رفت بگیم ساعت چند بعد از یه ربع ساعتی که می خواستم بخوابم یادم اودم گفتم ها خدا الان یادم اومد ساعت های ۴ این ها صدام بزن دیگه

این جوری نمی شد که اگر بیدار نمی شدم چی؟ خب ساعت رو هم کوک می کنم چی می شه مگه؟ خب این هم ساعت ۴ اما نه بی خیالش دکمه زنگش رو خاموش کردم

خدا خودت اگر می خوای و دوست داری روزه بشم صدام بزن (صدام هم نزدی روزه بی سحری می رم اما نه خدا حالش نیست باور کن من نمی دونم خدا صدام بزن)

الهی به امید خودت ما که خوابیدیم

ساعت های ۴ و نیم بیدار شدم eeeeeeeeeeeeeee خدا اینجوری صدا می زنی این که نیم ساعت بیشتر نمونده هرچند ما که توی همین نیم ساعت سحریمون رو می خوریم بازم دستت درد نکنه اما دیگه خوابم نمی یاد که بگیرم بخوابم

خدا ولی من که فهمیدم چرا ۴ و نیم بیدارم کردی چون بعدا فکر نکنم که نکنه ساعته کوک بوده و من بیدار شدم و تکیه گاهم برای بیدار شدن ساعت بوده

آره به خدا داری چش و چار هرچی بدخواه مد خواه خودته رو در می یاری هااااااااااا این هم از ساعتی که فکر نمی کنم تا حالا تونسته باشه من رو از خواب بیدار کنه (چون خواب من خداییش سنگین هست و این هم بعد از چند تا زنگ نا قابل مثل بچه آدم خودش ساکت می شه اگر هم نشه که ساکتش می کنیم)

خب خدا خودت می دونی تنها تکیه گاهم خودتی و فقط بعضی وقت ها پارتی هم جور می کنم هر وقت که هر چی می خوام کانکت بشم باهات اجازه نمی دی(چون حساب دفتریمون پر شده از بس گفتم غلط کردم و باز اون غلط رو تکرار کردم) زنگ می زنم به کسایی که باهات کانکت هستند تا من رو هم کانکت کنی خداییش هم هیچ وقت روشون رو زمین ننداختی

یا علی

خدانگهدار

چشم ...

این چند وقته فهمیدم خیلی ها دور از چشم همه سجاده شونو برمی دارند و می رند بالا پشت بوم یا توی حیاط و با خدا عشق می کنند.

"هر چی باشیم بالاخره دلمون واسه خودمون و خدا تنگ می شه."

فهمیدم خدا خیلی چیزا می خواد بهم بگه که خودمو می زنم به نفهمی و اینکه...

 

می سوز؛سینه ام می سوزه و به تمام معنی دارم سوختنش رو احساس می کنم.

وه که اشکهام هم برای خاموش کردن این آتیش کافی نیست.

چه سوختنی ؛ چه لذتی و چه عذابی!!!

از اینکه دیر اومدم و شاید هم زود برم می سوزه ... می سوزه.

***

 

الان باید فهمیده باشی خیلی ها الان زیر همین آسمون دارند مناجات می کنند-از هر نوعی-

و چرا تا حالا متوجه نبودی همه بنده خدا هستند و بالاخره به بنده نواز احتیاج دارند؟

 

 

البته بدم میاد و متنفرم از اینکه مسلمونی بشه فقط نماز خوندن و روزه گرفتن و  دل هر کاری که بخواد ؛ بکنه...

اما بعضی وقتا؛ البته فقط بعضی وقتا اینقدر، اینقدر به همین ظواهر محتاج می شی که نگو.شاید می خوایم درونمونو آروم کنیم و  اینکه میشه آروم کرد ,البته یعضی وقتا

 

 

بندگی کردن فقط نماز و روزه نیست و یا گریه کردن توی خلوت.

نه این نیست.

اینکه باور داشته باشی هیچی خیلی بیشتر قیمت داره.

بدونی الان خیلی های دیگه دستشونو زیر همین گنبد کبود بالا بردند و حتی هم از تو خیلی بهترند واینکه باور داشته باشی- ازته دل -که بندگی نماز خوندن و نیست.روزه گرفتن نیست.دعا کردن نیست

هر چند اینا لازمه اما فقط ای کاش درک می کردیم بندگی یعنی چشم گفتن توی هر موقعیتی ...

 

***

یا اصلا همین صدایی که اومد نشونه ای هست از طرف او.هرچند صدای افتادن یه برگ باشه تو سکوت شب.

کشف و شهود یعنی این.یعنی درک کنی وقتی حرفی می زنی و باد میاد خدا جوابتو داده و وقتی بارون میاد خودتو قایم نکنی  چونکه خدا داره صورتتو نوازش می کنه.

وقتی به یه درخت نگاه می کنی و همون موقع یه برگ می افته ...

به آسمون نگاه می کنی و همون موقع یه شهاب رد می شه....

همه اینا معنی داره.

و حتی سکوت هم معنی داره.

 

 

وای به این غرور که بعضی وقتا و یا شایدم همیشه فکر کنی تواضعه.

وای به این بت پرستی که فکر می کنیم یکتا پرستیه

وای بر این جهالت و گمراهی و جهالت که نمی دونم کی می خواد درست بشه...

 


اقسام روزه